آخرین اخبار
همهٔ اخبار
حاکمیت و استراتژی گزارش بحرانیت ۲/۱۰

همکاری؛ مزیت رقابتی نادیده گرفته شده برای مدیران ارشد فناوری (CIO)

همکاری؛ مزیت رقابتی نادیده گرفته شده برای مدیران ارشد فناوری (CIO)

طبق نظرسنجی سال ۲۰۲۶ موسسه Foundry، حدود ۸۳ درصد از مدیران ارشد فناوری (CIO) معتقدند نقش آن‌ها از مدیریت صرف زیرساخت‌های IT به سمت رهبری ترکیبی (Hybrid) پروژه‌های تجاری و تکنولوژی تغییر یافته است. در دنیای امروز که این دو حوزه از هم جدا نیستند، مدیرانی که همکاری (Collaboration) را یک مزیت رقابتی می‌بینند، خود را از کسانی که آن را صرفاً یک مهارت نرم (Soft Skill) ساده می‌دانند، متمایز می‌کنند. مدیران ارشد (C-suite) نیز به دلیل اتکا به فناوری برای رشد و افزایش بهره‌وری، به این رویکرد پاسخ مثبت می‌دهند.

فرو ریختن سیلوهای اطلاعاتی میان IT و کسب‌وکار

با حرکت سازمان‌ها از سرمایه‌گذاری‌های روتین IT به سمت تحولات نوآورانه و چندوظیفه‌ای، همکاری به یک ضرورت تبدیل شده است. تصمیمات حوزه فناوری اکنون مستقیماً بر سرعت ورود به بازارهای جدید و کاهش ریسک در حوزه‌هایی مانند حریم خصوصی داده‌ها (Data Privacy) تأثیر می‌گذارند. به همین دلیل است که گزارش‌ها نشان می‌دهند درصد گزارش‌دهی مستقیم CIOها به مدیرعامل (CEO) در سال ۲۰۲۵ به ۶۵ درصد رسیده است که نسبت به سال ۲۰۱۵ رشد قابل توجهی داشته است.

وقتی سیلوهای اطلاعاتی (Silos) پابرجا باشند، مدیران فناوری برای جلب حمایت (Buy-in) جهت اجرای طرح‌های خود با مشکل مواجه می‌شوند. شکاف بزرگی میان اعتماد CIOها به نتایج تحول دیجیتال و اعتماد مدیران ارشد و هیئت مدیره وجود دارد؛ این شکاف به‌ویژه در پیاده‌سازی هوش مصنوعی (AI) مشهودتر است که ریشه اصلی آن در ضعف در همکاری و ارتباطات است.

اصول کلیدی برای تقویت همکاری استراتژیک

همکاری فراتر از جلب حمایت است و می‌تواند سرعت تغییرات را افزایش دهد. برای مدیرانی که می‌خواهند این ذهنیت را توسعه دهند، چهار اصل اساسی پیشنهاد می‌شود:

  • اعتمادسازی از طریق پایبندی به تعهدات: اعتماد با جلسات اولیه ساخته نمی‌شود، بلکه با انجام مستمر آنچه وعده داده شده، ایجاد می‌گردد. شفافیت در ارتباطات، یکی از قابل‌اعتمادترین راه‌ها برای ایجاد اعتماد در سطح سازمان است.
  • شفافیت به عنوان پیش‌فرض: شفافیت به معنای صادق بودن در مورد هزینه‌ها، ریسک‌ها، سبک‌سنگین کردن‌ها (Trade-offs) و عقب‌ماندگی‌ها، به‌ویژه قبل از اینکه باعث غافلگیری دیگران شود، می‌باشد.
  • تناسب فرهنگی در شیوه کار: این موضوع به معنای شباهت نیست، بلکه به معنای سازگاری در فلسفه مدیریت، ارزش‌ها و تصمیم‌گیری است.
  • تمرکز بر «چه چیزی» به جای «چگونه»: مدیریت ذره‌بینی (Micromanagement) دشمن همکاری است. مدیران باید بر نتایج قابل اندازه‌گیری تمرکز کنند و اجازه دهند تیم‌ها روش‌های خود را برای رسیدن به هدف پیدا کنند.

در عصر هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور، دوران مدیر فناوری که تنها یک متخصص فنی در پشت صحنه باشد به پایان رسیده است. مدیران فناوری باید با اولویت دادن به همکاری، بینش‌های حیاتی را از تمامی بخش‌ها استخراج کرده و استراتژی‌های خود را همسو با اهداف کلان سازمان پیش ببرند.