آخرین اخبار
همهٔ اخبار
گزارش‌ها و تحلیل‌ها گزارش بحرانیت ۳/۱۰

مدیریت زیرساخت در سازمان‌های «بدون استراتژی»: تله‌های عملیاتی و هزینه‌های پنهان

مدیریت زیرساخت در سازمان‌های «بدون استراتژی»: تله‌های عملیاتی و هزینه‌های پنهان

بسیاری از سازمان‌ها به جای داشتن یک استراتژی رشد بلندمدت، تنها بر روی یک «استراتژی خروج» (Exit Strategy) تمرکز می‌کنند. در چنین محیط‌هایی، بخش IT دیگر یک توانمندکننده تجاری نیست، بلکه صرفاً به عنوان یک مرکز هزینه (Cost Center) دیده می‌شود. این رویکرد منجر به ایجاد وضعیتی می‌شود که نویسنده آن را «رشد به سوی هیچ‌کجا» می‌نامد؛ جایی که تصمیمات تکنولوژیک نه برای بهره‌وری، بلکه برای بهبود موقت ترازنامه مالی جهت فروش شرکت اتخاذ می‌شوند.

۱. اشتباه در تعریف رشد و بهره‌برداری

در سازمان‌های متمرکز بر فروش، رشد واقعی جای خود را به «برداشت» (Harvesting) می‌دهد. در این حالت، مدیریت برای کاهش هزینه‌ها، خرید تجهیزات سرمایه‌ای (CapEx) را به تعویق می‌اندازد و آن را «انضباط مالی» می‌نامد. اما در واقعیت، این اقدام منجر به ایجاد یک شمارش معکوس برای فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی می‌شود. اگر سازمان نتواند تاریخ دقیق پایان عمر مفید (End-of-Life) زیرساخت‌های هسته خود را مشخص کند، در واقع هیچ برنامه‌ای ندارد.

۲. تبدیل IT به پشتیبانی شخصی

زمانی که استراتژی تکنولوژی تعریف نشده باشد، محدوده وظایف (Scope) بخش IT به صورت تصادفی گسترش می‌یابد. در بسیاری از این موارد، مدیران ارشد IT را به جای حفاظت از داده‌های سازمانی، برای پشتیبانی از دستگاه‌های شخصی خانواده مدیران عامل به کار می‌گیرند. این وضعیت نشان‌دهنده فقدان یک منشور مکتوب برای اهداف IT است که مرز بین «پشتیبانی استراتژیک» و «خدمات رفاهی» را مشخص کند.

۳. مدیریت سخت‌افزارهای زامبی (Zombie Hardware)

در محیط‌هایی که هزینه‌های عملیاتی (OpEx) کمتر از هزینه‌های سرمایه‌ای (CapEx) مورد نظارت هستند، تمایل شدیدی به زنده نگه داشتن سخت‌افزارهای قدیمی وجود دارد. این وضعیت منجر به ریسک‌های بحرانی می‌شود؛ برای مثال، زمانی که حجم تغییرات داده‌ها در یک روز، بیشتر از زمان مورد نیاز برای Backup گرفتن از آن‌ها باشد. در چنین شرایطی، سیستم در حال پیشی گرفتن از شبکه ایمنی خود است و هر لحظه احتمال وقوع یک فاجیت کامل وجود دارد.

۴. تکیه بر مشاوران «برش» به جای «سازنده»

سازمان‌های بدون استراتژی معمولاً از مشاورانی استفاده می‌کنند که تخصص آن‌ها در «کاهش هزینه‌ها» و «تعدیل نیروی انسانی» است، نه بهبود زیرساخت. تفاوت اصلی در این است که مشاوران سازنده ابتدا «نقشه راه» (Roadmap) را می‌خواهند، در حالی که مشاوران متمرکز بر برش، ابتدا «تعداد کارکنان» (Headcount) را می‌پرسند تا بتوانند اعداد مورد نظر مدیریت را در قالب یک گزارش رسمی توجیه کنند.

۵. تفاوت بین هزینه و ارزش

هر آیتم در بودجه IT دارای دو عدد است: هزینه و ارزش. سازمان‌های متمرکز بر فروش تنها عدد اول را می‌بینند. وظیفه متخصصان تکنولوژی در این محیط‌ها، ترجمه مداوم «هزینه» به «ارزش» است تا مدیریت متوجه شود که سرمایه‌گذاری در زیرساخت، در واقع کاهش ریسک و افزایش پایداری کسب‌وکار است.