روابط میان روسیه و چین که اغلب تحت عنوان «مشارکت بدون محدودیت» برای مقابله با ایالات متحده و متحدانش توصیف میشود، در عمل با محدودیتهای قابل توجهی روبروست. این موضوع بهویژه در بخش انرژی مشهود است؛ جایی که روسیه پس از کاهش واردات گاز توسط اروپا، برای جبران فشارهای اقتصادی به پکن چشم دوخته است، اما چین تنها با شرایط سخت خود پذیرای این همکاری است.
بنبست در پروژه خط لوله «قدرت سیبری ۲»
پروژه زیرساختی Power of Siberia-2 با هدف انتقال سالانه ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از مناطق آرکتیک روسیه به چین طراحی شده است. تکمیل این پروژه میتواند ظرفیت انتقال گاز را دو برابر کرده و ضربه اقتصادی ناشی از دسترسی محدود به بازارهای سودآور اروپایی را برای مسکو کاهش دهد. با این حال، پکن با درخواست قیمتهای بسیار پایین (مشابه نرخهای یارانهای داخلی روسیه) باعث توقف این پروژه شده است.
کاهش اهرمهای فشار روسیه
تحلیلها نشان میدهد که موقعیت مذاکراتی روسیه به شدت تضعیف شده است. در حالی که پکن گزینههای متعددی برای تامین گاز از جمله استرالیا، قطر، مالزی و ترکمنستان دارد و حتی خرید LNG از ایالات متحده را مجدداً آغاز کرده است، روسیه فاقد جایگزین معتبری است. چین تنها خریداری است که ابعادش برای جبران فقدان بازار اروپا کافی است و این موضوع باعث شده تا پکن در مذاکرات دست بالا را داشته باشد.
گسترش نفوذ چین در آسیای مرکزی
علاوه بر فشار در حوزه انرژی، چین در حال پیشروی در حوزههای سنتی نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است. در حال حاضر، چین از روسیه به عنوان بزرگترین سرمایهگذار خارجی مستقیم در این منطقه پیشی گرفته است. سکوت کرملین در برابر این تغییرات، نشاندهنده تغییر دینامیک قدرت و تبدیل شدن روسیه به یک «شریک کوچکتر» (Junior Partner) در این رابطه است.
پیامدهای استراتژیک و ژئوپلیتیک
اگرچه هر دو کشور به دنبال تضعیف نظم بینالمللی تحت رهبری غرب و ترویج یک «جهان چندقطبی» هستند، اما رابطه آنها را باید بیشتر یک مشارکت پراگماتیک (Pragmatic Partnership) دانست تا یک اتحاد استراتژیک. وابستگی شدید پوتین به چین، انعطافپذیری سیاست خارجی روسیه را کاهش داده و مسکو را در برابر ابزارهای اقتصادی و تحریمهای جدید ایالات متحده آسیبپذیرتر کرده است.