گزارشهای اخیر نشان میدهد که رویکردهای نبرد در حوزه اطلاعاتی از مدلهای سنتی به سمت تلاش برای «کنترل ذهن» تغییر مسیر دادهاند. در این راستا، استفاده از هوش مصنوعی (AI) برای اجرای کمپینهای نفوذ در سطح کلان، سرعت واکنشهای دفاعی در کشورهای دموکراتیک را به چالش کشیده است. در حالی که همکاریهای امنیتی در منطقه آسیا-پاسیفیک عمدتاً بر تهدیدات فیزیکی متمرکز بوده، شکاف بزرگی در زمینه دفاع چندملیتی در برابر عملیات اطلاعاتی مخرب (Malign Information Operations) ایجاد شده است.
تحلیل مدل DISARM و چالشهای نظارتی
با استفاده از چارچوب تحلیل اطلاعات نادرست و مدیریت ریسک (DISARM)، مشخص شده است که دموکراسیها در تنظیم مقررات مربوط به محتوای خصمانه با محدودیتهای جدی روبرو هستند. این محدودیتها عمدتاً ناشی از دو عامل است:
- هنجارهای آزادی بیان: تضاد بین ضرورت مقابله با عملیات روانی و حفظ آزادیهای مدنی.
- ترس از کنترل دولتی: نگرانی افکار عمومی از نظارت مستقیم دولتها بر جریان اطلاعات.
علاوه بر این، سرعت تکامل تاکتیکهای تهاجمی بسیار بیشتر از سرعت بهروزرسانی قوانین و مقررات است.
تکمیل ظرفیتهای دفاعی
تحلیلها نشان میدهد که کشورهای مختلف میتوانند نقاط قوت یکدیگر را پوشش دهند. برای مثال، برخی مناطق دارای اکوسیستمهای تکاملیافته در بخش خصوصی و تجربه عملی در خط مقدم مقابله با تهدیدات هستند، در حالی که مناطق دیگر در زمینه هماهنگیهای رسمی داخلی، مدیریت اتحادهای استراتژیک و ارتباطات استراتژیک بینالمللی (Strategic Communication) توانمندی بیشتری دارند.
پیشنهاد ایجاد شبکه دفاعی شناختی
برای مقابله با این تهدیدات، پیشنهاد شده است که یک شبکه دفاعی چندجانبه در برابر جنگ شناختی ایجاد شود. این شبکه باید بر پایه محورهای زیر استوار باشد:
- چارچوب مشترک: ایجاد یک زبان فنی و عملیاتی واحد برای شناسایی تهدیدات.
- تصویر عملیاتی مشترک (Common Operational Picture): اشتراکگذاری دادهها برای تبدیل واکنشهای تکبعدی و واکنشی (Reactive) به دفاع پیشدستانه (Proactive) و سیستمهای هشدار زودهنگام.
- همکاریهای فراملی: ایجاد شبکههای دفاعی برای جلوگیری از گسترش تهدیدات مخرب در حوزه اطلاعاتی.