تحلیلهای اخیر حاکی از آن است که خاورمیانه برخلاف تصور رایج، به دو بلوک رقیب و صلب تقسیم نشده است. روایت موجود که منطقه را به دو جبهه تقسیم میکند، ماهیت پیچیده و تغییرپذیر روابط قدرت در این منطقه را نادیده میگیرد. آنچه در حال شکلگیری است، نه بلوکهای سنتی، بلکه پدیدهای تحت عنوان “همگرایی ماژولار” (Modular Alignment) است.
مفهوم همگرایی ماژولار
در مدل همگرایی ماژولار، کشورها سیاستهای خارجی خود را از طریق همکاریهای بخشمحور و مجزا پیش میبرند. این بدان معناست که یک کشور میتواند در یک حوزه (مانند امنیت دریایی یا مقابله با تهدیدات مشترک) با کشوری متحد شود، اما در حوزههای دیگر (مانند رقابت اقتصادی یا نفوذ سیاسی در کشورهای ثالث) با همان کشور در وضعیت رقابت باقی بماند. این رویکرد، برخلاف اتحادهای کلاسیک، فاقد تعهدات الزامآور و زیرمجموعه شدن تحت یک سیاست واحد است.
تحلیل گروه R4 و تضادهای درونی
گروهی که شامل عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و مصر (R4) است، اگرچه در برخی مسائل مانند ضرورت ثبات منطقهای و مقابله با تهدیدات مشترک همنظر هستند، اما تضادهای عمیقی در سایر حوزهها دارند:
- منازعات منطقهای: اختلافات میان ترکیه و مصر بر سر لیبی و مرزهای دریایی مدیترانه شرقی، نشاندهنده عدم انسجام استراتژیک است.
- تضاد در نفوذ: در پرونده سوریه، عربستان و ترکیه هر دو از دولت فعلی حمایت میکنند، اما دیدگاههای متفاوتی درباره نقش خود و میزان نفوذ در دمشق دارند.
- روابط با هند و پاکستان: نزدیکی اقتصادی عربستان با هند میتواند تعهدات نظامی احتمالی در قالب توافقات با پاکستان را با چالشهای جدی مواجه کند.
اقتصاد؛ عامل اصلی شکست بلوکسازی
عامل اصلی که مانع از شکلگیری بلوکهای پایدار میشود، منافع اقتصادی و ضرورت خودمختاری استراتژیک (Strategic Autonomy) است. کشورها در حال حاضر بیش از آنکه به دنبال ایجاد ساختارهای دفاعی یکپارچه باشند، بر حفظ ثبات اقتصادی خود تمرکز کردهاند:
- عربستان سعودی در حال تمرکز بر طرح “چشمانداز ۲۰۳۰” برای تنوعبخشی اقتصادی است و تمایلی به هزینهکرد برای ثبات اقتصاد کشورهای دیگر در قالب یک بلوک ندارد.
- ترکیه و پاکستان با چالشهای تورم و بدهیهای سنگین روبرو هستند که باعث میشود اولویت آنها همکاریهای تجاری دو جانبه باشد تا تعهدات نظامی سنگین.
- جریان سرمایهگذاریهای متقابل (مانند سرمایهگذاری امارات در مصر) نشان میدهد که روابط اقتصادی فراتر از مرزهای بلوکهای سیاسی عمل میکنند.
مقایسه با مدل ناتو (NATO)
توافقات امنیتی جدید در منطقه، مانند توافق مکه، اگرچه تلاشهایی برای ایجاد وزن استراتژیک در برابر پوشش امنیتی ایالات متحده هستند، اما شباهت چندانی به ماده ۵ (Article 5) ناتو ندارند. در حالی که ناتو دارای فرماندهی یکپارچه و زیرساختهای دفاعی مشترک است، توافقات منطقهای بیشتر بر “همکاری نزدیک” و “مشاورههای منظم” تمرکز دارند و فاقد مکانیسمهای عملیاتی برای اعزام نیرو یا مدیریت جنگهای مشترک تحت یک پرچم واحد هستند.
در نهایت، خاورمیانه به سمت ساختاری حرکت میکند که در آن همکاریهای امنیتی، ابزاری برای مدیریت تهدیدات خاص (مانند حوثیها) هستند، نه پایهای برای ایجاد اتحادهای ایدئولوژیک یا نظامی همیشگی.