در سالهای اخیر، مصر در مواجهه با جنگهای منطقهای، رویکردی دوگانه و پیچیده را در پیش گرفته است تا میان تقاضاهای متناقض داخلی و بینالمللی تعادل برقرار کند. با وجود اینکه این کشور دارای پرجمعیتترین کشور عربی و بزرگترین نیروی نظامی منطقه است، اما در چرخه خبری جنگهای اخیر، نقش آن کمتر از کشورهای محور شرق مانند ریاض، ابوظبی و دوحه دیده شده است.
مدیریت بحران در غزه و روابط امنیتی
رویکرد قاهره در قبال غزه نمونهای از تلاش برای «راه رفتن روی لبه تیغ» است. رئیسجمهور السیسی تلاش کرده تا همزمان حمایتهای گسترده مردم مصر از فلسطینیان را جلب کرده و روابط امنیتی مستحکم خود با رژیم صیهونیستی و ایالات متحده را حفظ کند. اقدامات مصر شامل موارد زیر بوده است:
- استقرار نظامی: اعزام نیرو به شبهجزیره سینای برای جلوگیری از تبدیل این منطقه به محل اسکان فلسطینیان.
- هماهنگیهای اطلاعاتی: تداوم همکاریهای امنیتی با طرف اسرائیلی و هشدار پیش از حملات ۷ اکتبر.
- دیپلماسی حقوقی: پیوستن به شکایت آفریقای جنوبی در دیوان بینالمللی دادگاه علیه رژیم صیهونیستی.
روابط با ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس
در مواجهه با تنشهای اخیر involving ایران، مصر تلاش کرده است تا در کنار کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و قطر، نقش یک میانجی دیپلماتیک را ایفا کند. اگرچه نفوذ قاهره در مقایسه با این کشورها کمتر است، اما حضور در این مذاکرات برای السیسی ابزاری جهت نمایش اعتبار و نفوذ منطقهای مصر بوده است. همچنین در روابط با امارات متحده عربی، مصر با تکیه بر حمایتهای مالی این کشور، سعی در حفظ توازن میان همبستگی سیاسی و نیازهای اقتصادی داشته است.
چالشهای اقتصادی و امنیت دریایی در دریای سرخ
بحران یمن و حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ، بیشترین ضربه اقتصادی را به مصر زده است. تخمین زده میشود که قاهره حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیارد دلار از درآمدهای کانال سوئز را از دست داده باشد. با این حال، مصر در پاسخ به درخواستهای عربستان سعودی برای کمک نظامی علیه حوثیها، رویکردی محتاطانه و مبهم را در پیش گرفته است. تحلیلگران معتقدند قاهره ممکن است از تضعیف موضع عربستان در برابر حوثیها برای بهبود جایگاه چانهزنی خود در روابط دوجانبه با ریاض استفاده کند.