ماه اکتبر برای لیبی یک تحول سیاسی بنیادین بود. این روند با برکناری Agilah Saleh، چهره قدیمی سیاست لیبی، آغاز شد و با تصویب یکமனوی توافقنامه بحثبرانگیز تعیین مرزهای دریایی (maritime demarcation agreement) سال ۲۰۱۹ بین طرابلس و آنکارا در ۲۰ اکتبر به اوج خود رسید.
این تصمیم، مانع دیرینه بر سر عادیسازی روابط بین آنکارا و بنغازی را از میان برداشته است. این تحول پیامدهای ژئوپلیتیک (geopolitical) گستردهای در مدیترانه شرقی، بهویژه برای یونان، قبرس و مصر دارد و میتواند یکی از قطعات پازل برای اتحاد مجدد لیبی پس از یک دهه دوگانگی باشد.
تغییر در موازنه قدرت و نقش Saddam Haftar
تغییر در سیاستهای لیبی تنها مربوط به شخصیتهای سیاسی نیست، بلکه نشاندهنده ظهور مرکز قدرت جدیدی حول محور صدام حفتر (Saddam Haftar) است. او با تمرکز بر مدرنسازی (modernization) نظامی و توسعه زیرساختها، در حال بازتعریف سیاستهای داخلی و خارجی لیبی است.
رویکرد جدید بنغازی بر پایه خودمختاری استراتژیک (strategic autonomy) استوار است. این یعنی لیبی تلاش میکند بدون وابستگی مطلق به یک قدرت خاص، روابط خود را با بازیگران رقیب مانند روسیه، آمریکا، ترکیه و مصر مدیریت کند. توافق با ترکیه، بخشی از این استراتژی برای افزایش گزینههای دیپلماتیک و تقویت موقعیت لیبی در مذاکرات دریایی است.
- تغییر اتحادها: گذار از تقابل با ترکیه به سمت همکاری استراتژیک.
- هدف نهایی: بازگرداندن اقتدار دولت و اتحاد نهادهای نظامی و سیاسی.
- توازن منطقهای: مدیریت روابط با مصر و اروپا در عین تقویت پیوند با آنکارا.
در نهایت، از دیدگاه بنغازی، تضمین حمایت ترکیه میتواند به پیشبرد روند طولانیمدت اتحاد نهادهای حاکمیتی و اجرایی لیبی کمک کند و آنچه را که جنگهای گذشته نتوانستند به آن دست یابند، محقق سازد.