تحلیلهای استراتژیک نشان میدهند که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در مواجهه با تهدیدات امنیتی منطقهای، دیگر به عنوان یک بلوک واحد عمل نمیکنند. با افزایش تنشها، هر یک از این کشورها بر اساس سطح آسیبپذیری و منافع ملی خود، رویکردهای متفاوتی را در حوزههای دفاعی و دیپلماتیک اتخاذ کردهاند.
تفاوت در تجربه تهدید و پاسخهای عملیاتی
تجربه برخورد با حملات پهپادی (Drone) و موشکی نشاندهنده تفاوتهای عمیق در اولویتهای امنیتی است. برای مثال، امارات متحده عربی با مواجهه با حجم بالای حملات، به دنبال تقویت ظرفیتهای دفاعی و دستیابی به نتایج قاطع است، در حالی که کشورهایی مانند قطر و عمان بر رویکردهای میانجیگرانه تمرکز دارند. این تفاوتها باعث شده است که اعتماد به تضمینکنندههای خارجی به طور مطلق باقی نماند.
تغییر در زنجیره تأمین و خودکفایی دفاعی
یکی از روندهای مهم، حرکت به سمت توسعه ظرفیتهای حاکمیتی در صنایع دفاعی است. کشورهایی مانند امارات با سرمایهگذاری بر روی شرکتهای پیشرفتهای نظیر EDGE، در تلاش هستند تا وابستگی خود را به تأمینکنندگان سنتی کاهش دهند. این موضوع با نیاز مبرم به سرعت در تأمین سیستمهای پدافندی (Interceptor) و فناوریهای مقابله با پهپاد (Counter-drone) پیوند خورده است.
- تنوعبخشی به تأمین تجهیزات: زمانی که فرآیندهای خرید و تحویل تجهیزات توسط شرکای سنتی با نیازهای عملیاتی همخوانی ندارد، کشورهای منطقه به دنبال گزینههای جایگزین میروند.
- تمرکز بر تولید داخلی: تقویت توانمندیهای تولیدی برای مقابله با تهدیدات ارزانقیمت و در دسترس.
- تغییر در مدل همکاریهای امنیتی: گذار از مدلهای یکپارچه به سمت همکاریهای دو جانبه و هدفمند بر اساس نیازهای خاص هر کشور.
در نهایت، درک واقعیت جدید که در آن کشورهای منطقه با سرعتهای متفاوتی در حوزه امنیت و دفاع حرکت میکنند، برای تحلیلگران و سیاستگذاران ضروری است. برخورد با GCC به عنوان یک واحد یکپارچه، منجر به ارزیابیهای نادرست از وضعیت ژئوپلیتیک و امنیتی منطقه خواهد شد.