در دنیای امنیت سایبری، سرعت تغییرات به شکلی بیسابقه در حال افزایش است. مدیران ارشد امنیت (CISOs) با یک دوگانگی بزرگ روبرو هستند: از یک سو مهاجمانی که از هوش مصنوعی (AI) برای اجرای حملات پیچیده با سرعت بالا استفاده میکنند و از سوی دیگر، مدافعانی که باید برای مقابله با این حجم از تهدیدات، هوش مصنوعی را در عملیات خود به کار بگیرند.
مدیریت هویت در عصر عاملهای هوش مصنوعی
با ورود گسترده عاملهای هوش مصنوعی (AI agents)، باتها و جریانهای کاری خودکار به محیطهای سازمانی، کنترلهای سنتی که بر پایه کاربران انسانی طراحی شده بودند، دیگر کارآمد نیستند. استراتژیهای امنیتی آینده باید بر مدیریت هویتهای ماشینی (Machine Identities) تمرکز کنند. این بدان معناست که باید همان سطح از احراز هویت دقیق و سختگیرانهای را که برای انسانها اعمال میکنیم، برای هویتهای غیرانسانی (NHIs) و APIها نیز در نظر بگیریم تا از دسترسیهای غیرمجاز جلوگیری شود.
گذار از گذرواژهها به سمت سرعت ماشین
اعتبارنامههای ایستا (Static credentials) و گذرواژهها در حال منسوخ شدن هستند. سازمانهای پیشرو در حال حرکت به سمت استانداردهای بدون گذرواژه (Passwordless) هستند تا ریسک حملات Brute-force را به حداقل برسانند. علاوه بر این، تیمهای امنیتی دیگر قادر به مدیریت دستی آسیبپذیریها نیستند؛ سرعت حملات مبتنی بر هوش مصنوعی نیازمند اتوماسیون در فرآیند وصلهگذاری (Automated Patching) است تا زمان پاسخگویی از هفتهها به روزها یا حتی ساعتها کاهش یابد.
ارزیابی ریسک مبتنی بر بافتار (Context-aware)
امتیازدهی عمومی به شدت آسیبپذیریها (Generic severity scores) دیگر برای سازمانهای بزرگ کافی نیست. یک آسیبپذیری که توسط یک فروشنده به عنوان “بحرانی” (Critical) اعلام شده، لزوماً برای همه سازمانها بحرانی نیست. استراتژیهای مدرن باید از موتورهای تحلیل ریسک استفاده کنند که بافتار (Context) سازمان، مانند حساسیت دادهها و قرارگیری سیستم در شبکه را در نظر بگیرند تا اولویتبندی دقیقتری برای رفع آسیبپذیریها انجام شود.
یکپارچهسازی حاکمیت هوش مصنوعی
یکی از اشتباهات رایج، جداسازی استراتژیهای امنیتی هوش مصنوعی از استراتژیهای کلی امنیت سازمان است. امنیت یک اپلیکیشن هوش مصنوعی، در واقع بخشی از امنیت اپلیکیشن و مدیریت دسترسی (Privilege Management) است. برای موفقیت در سال ۲۰۲۷، حاکمیت هوش مصنوعی باید به صورت یکپارچه با ساختار کلی مدیریت ریسک و امنیت سازمان ادغام شود تا از ایجاد جزیرههای امنیتی (Silos) و تداخل در سیاستها جلوگیری گردد.